محمد تقي جعفري
35
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نتيجهء سوم - دلهره و اضطراب و تشويش دائمى درون - اين يكى از نتايج تباه كنندهء حيات وابسته است كه از احساس جريان ضعيف حيات از يك طرف و از احتمال خشكيدن آن از منبع به وسيلهء عوامل مزاحم طبيعت و درندگان خونخوار از طرف ديگر و در آميختن آب حيات با گل و خس و خاشاك و لجنهاى خواستههاى ديگران ، ناشى مىگردد . اين دلهره و اضطراب همراه با وسوسه هايى است كه از تزلزل دائمى حيات ناشى مىگردد . آيا فردا من مىتوانم آن كارى را كه مىخواهم انجام بدهم معلوم نيست ، تا ديگران چه بخواهند آيا من مىتوانم آن موضوع را هدف قرار بدهم و براى وصول به آن وسايلى را انتخاب كنم معلوم نيست ، تا ديگران چه بخواهند آيا من مىتوانم فلان موضوع را زيبا تلقى كنم معلوم نيست ، تا ديگران چه بخواهند اصلا آيا من زنده هستم ، پس كو مختصات زندگى معلوم نيست تا ديگران چه بخواهند شگفتا ، بنا بر اين ، شما « ديگران » مىگوئيد : من زنده نيستم من زندهام زيرا مىخواهم ، مىدانم ، مىانديشم ، حواس من كار ميكنند اگر سقف اطاق در حال فرود آمدن باشد ، از زير آن فرار ميكنم ، چطور من نيستم بلى ، ما نمىگوئيم شما نيستيد ، مىگوئيم هستى شما وابسته به خواست ديگران است ، تا خواست ديگران در بارهء زندگى شما چه باشد . نتيجهء چنين زندگى اينست كه آدمى به شمارهء احتمالات خواستهء ديگران كه چگونگى زندگيش مربوط به آن است ، عواملى براى وسوسه و دلهره و اضطراب داشته باشد . ولى آن زندگى كه با هشيارى و آزادى خود آدمى ادامه پيدا مىكند در معرض دلهره و اضطراب و تشويش و احتمالات متضاد قرار نمىگيرد ، اين زندگى احتياج به تكاپو و جهاد دارد . اين زندگى متزلزل و وابسته از آرزوها اشباع مىشود و با هذيانها و سرسامگوئىها مستهلك مىگردد . نتيجه چهارم - شكست در برابر حق و پيروزى حق بر اعراض كننده از جهاد - اين هم يك نتيجه كاملا بديهى است كه اعراض از تكاپو و جهاد در دنبال خود مىآورد .